امتیاز مثبت
۰
طنز؛گفت: من اين گفت‌وگو را ضبط كردم، بي‌خبر/ گفت: كار محتسب‌ها كشف اين اسرار نيست
پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۰۰:۴۵
کد مطلب: 142549
 
اسماعيل اميني در ستون طنز روزنامه تهران امروز نوشت:
محتسب مستي به ره ديد و گريبانش گشود
مست گفت:‌اي محتسب اين پاچه شلوار نيست

گفت: امشب زهرماري از كجا آورده‌اي؟
گفت: پيدا كردن اين چيزها دشوار نيست

گفت: مي‌داني كه مستي عيب دارد هر زمان؟
گفت: اما عيب آن اندازه سيگار نيست

گفت: قاضي كار دارد با تو، نزد او رويم
گفت: قاضي اين زمان نزد وزير كار نيست

گفت: مستي بيش و كم حرف سياسي مي‌زني
گفت: مستان را برادر با سياست كار نيست

گفت: اينجا قافيه تكرار شد‌اي بي‌سواد!
گفت: در كار سياسي، بيمي از تكرار نيست

گفت: به‌به! طعنه موزون و مقفا مي‌زني!!
گفت: وزن و قافيه در اين قبيل اشعار نيست

گفت: بسياري كسان را شعرشان برباد داد
گفت: اما مثل من در اين زمان بسيار نيست

گفت: ناچارا!! تو را تحويل قانون مي‌دهم
گفت: تنوين پشت بند واژه «ناچار» نيست

گفت: تو مستي به من درس نگارش مي‌دهي؟!
گفت: تعليم و تعلم، ‌اي برادر عار نيست

گفت: من اين گفت‌وگو را ضبط كردم، بي‌خبر
گفت: كار محتسب‌ها كشف اين اسرار نيست

گفت: مستي، چند بار از خط قرمز رد شدي
گفت: اينكه ردي‌ام من، قابل انكار نيست