امتیاز مثبت
۳
جنگ نفت و توقعی که نباید از عربستان داشت
محمدرضا سبزعلیپور
شنبه ۶ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۴۰
کد مطلب: 278810
 
چند هفته ای است که بحث کاهش قیمت نفت و کسری بودجه و عداوت برخی از کشورهای غربی و عربی و انتقاد شدید از حاکمان عربستان بالا گرفته است.
در این بین بحث ها و مطالباتی نیز مطرح میشود که تعجب غالب صاحب نظران سیاسی و اقتصادی ایران و جهان را برانگیخته، لکن چند روزی است که با خود کلنجار میروم تا به شکلی ظریف به این موضوع بپردازم و گفتنی ها و انتقادات وارده در این خصوص را باز هم بطور ظریف بیان کنم.


مع الوصف همچنانکه چندی قبل طی مصاحبه ای در رسانه ها عرض کردم مجدداً برای شروع این یادداشت معروض میدارم که در جهان امروز فی الواقع حرف اول و آخر در عرصه اقتصاد و سیاست را «دانایی‌محوری و مدیریت صحیح» میزند. لکن چنانچه کشوری نتواند اقتصاد و دیپلماسی خود را با این مشخصه و ویژگی تعریف کند، حتی اگر بر روی دریایی از نفت و گاز و دیگر منابع طبیعی غنی خوابیده باشد، چرخ آن در عرصه اقتصاد و سیاست جهانی لنگ میزند و روز به روز از قافله توسعه علمی و اقتصادی فاصله میگیرد. آمارها بیانگر آن است که 62 کشور صادرکننده مواد خام با 36%سهم منابع انسانی،20%سهم منابع فیزیکی و44%سهم منابع طبیعی جهان، حدوداٌ 8/4%از کل ثروت جهانی را تولید میکنند. در صورتیکه100 کشور در حال توسعه با سهم منابع انسانی56درصدی، سهم منابع فیزیکی 16درصدی و سهم منابع طبیعی 28 درصدی نزدیک به 16% از کل ثروت جهانی را کسب کرده اند، اما این در حالی است که 29 کشور صنعتی و پر درآمد جهان با سهم منابع انسانی 67 درصدی و سهم منابع فیزیکی16درصدی و سهم منابع طبیعی17درصدی چیزی بیش از80% از کل ثروت جهانی را به خود اختصاص داده اند!!  


باعنایت به آمار فوق، کاملاً مشخص و مبرهن میباشد که داشتن نفت و منابع طبیعی و همچنین خام فروشی این ذخایر، هرگز تضمینی بر قوی بودن، ثروتمند بودن و داشتن اقتصاد سالم و پیشرفته در هیچیک از کشورهائی که از این امتیاز و موهبت اللهی بهره برده اند نمی باشد که ایران عزیزمان نیز از این قاعده مستثنی نیست زیرا حداقل طی یکصد سالی که از عمر فروش نفت در این کشور میگذرد هیچ اتفاق خاص اقتصادی در ایران رخ نداده است تا ما را در بین کشورهای مطرح دنیا، مطرح تر کند!! فقط با فروش نفت و سایر ذخایر طبیعی، توانسته ایم امورات کشور را به پیش ببریم و بقول معروف نانی سر سفره مردم بیاوریم تا روز خود را سپری و منتظر فردا باشند تا ببینند که پولی در کار خواهد بود یا خیر!!

صدها و بطور قطع هزاران میلیارد دلاری که طی یکصد سال گذشته از بابت فروش نفت و سایر ذخایر طبیعی به خزانه دولتها سرازیر شده هنوز موجب نگردیده تا همه مردم ایران ثروتمند شوند و فقیری وجود نداشته باشد بلکه متأسفانه سیاستهای غلط اقتصادی و برخی سوء مدیریتها باعث شده است تا فاصله طبقاتی بین فقیر و غنی به عمیق ترین شکافهای زمانه مبدل شود!! این درآمدهای هزاران میلیاردی هنوز نتوانسته جلوی بیکاری، رکود، تورم، گرانی مسکن، کاهش ارزش پول ملی، ورشکستگی کارخانه ها و.... دهها مورد دیگر را بگیرد!! این درآمدهای نجومی سهم چندانی از ثروت جهانی را به ما نداده است!! البته شاید خیلی ها با نظر نگارنده مخالف باشند و بگویند که برعکس ایران یکی از ثروتمند ترین کشورهای دنیا میباشد و دلیل آنرا هم وجود دهها و شاید صدها میلیارد بشکه نفت و گاز در زیر خاک ایران اعلام کنند، باید بگویم که بله، این منابع ثروت محسوب میشود اما تا زمانیکه زیر خاک میباشند ولیکن وقتیکه از زیر زمین خارج و به قیمتهای پایین فروخته و درآمد حاصل از آن هم به درستی بکار گرفته نمیشود و با چشمی به هم زدن نیز تمام پولها از بین میروند پس دیگر نمیتوان نام آن را ثروت نامید!! ثروت تعریف خاص خود را دارد که از بحث فعلی ما خارج میباشد.


باز هم شاید عده ای از دوستان بر نگارنده خرده بگیرند که اگر تحریمها نبود و دست و بالمان بسته نبود، چه و چه میکردیم و کاری میکردیم کارستان و از ایران هم گلستان میساختیم!! در پاسخ به این دوستان نیز باید عرض کنم که بنده حقیر راجع به ده سال گذشته بحث نمیکنم بلکه راجع به صد سال گذشته یعنی یک قرن صحبت میکنم!! تحریمها از ده سال پیش به این طرف شدت گرفته، خوب طی نود سال گذشته چه کرده و چه گلی بر سر ایران و ایرانی زده ایم؟ البته قصد نگارنده این نیست که با قلم فرسائی و نگارش این یادداشت، دولت حال حاضر را بخاطر اشتباهات و یا گناهان دولتمردان نود و هشت سال پیش دادگاهی کنم بلکه بحث کاملاً کلی است و فعلاً قصدم گرفتن انگشت اتهام بسوی شخص و یا دولت خاصی نیست. 


درکل باید عرض کنم که تمام کشورهایی که اقتصادشان وابسته به درآمد نفت میباشد اقتصادی کاملاً شکننده دارند، حال میخواهد کشور ثروتمند قطر باشد یا ایران عزیزمان و یا روسیه ابر قدرت!! تنها ایران وابسته به نفت را تحریمهای چندین و چند ساله به چالش نکشیده اند بلکه تحریمهای اعمال شده کشورهای غربی طی فقط چند ماه گذشته، روسیه قدرتمند را که از اهرم نفت و گاز بهره میبرد را نیز پنچر کرده و شدیداً درگیر نموده است که نتیجه ملموس آن فرار سرمایه ها، کاهش شدید ارزش روبل در برابر دلار، کاهش سرمایه گذاری و.... میباشد.     
  

اما واقعیت امر این است که چه بخواهیم و چه نخواهیم درآمدهای نفتی یکی از منابع مهم و اصلی تأمین بودجه ایران میباشد که با کم و زیاد شدن قیمت نفت، فراز و نشیب هایی در عرصه اقتصاد ایران و به تبع آن در زندگی مردم رخ میدهد. در همین راستا، دست بر قضا همچنانکه همه میدانیم در پاییز سالجاری سقوط بهای نفت در بازارهای جهانی، دولت روحانی را با چشم انداز کسری بودجه شدید روبرو کرده است. میزان سقوط بهای نفت در طی ماههای گذشته بیش از 50 دلار در هر بشکه بوده و قیمت آن را از حدود110دلار به60 دلار در هر بشکه رسانده است. این درحالیست که دولت ایران بودجه سالجاری خود را بر مبنای قیمت 100دلار در هر بشکه تنظیم کرده است. لکن به اعتقاد نگارنده، کاهش قیمت نفت باعث نیمه تمام ماندن طرح ها و پروژه های عمرانی و تشدید وضعیت رکود در کشور خواهد شد و این واقعه درست زمانی اتفاق می افتد که اولاً دولت در تنظیم بودجه سال 93 با کسری بودجه روبرو بوده و ثانیاً هنوز بخشی از درآمدهای نفتی بلوکه شده ایران در سایر کشورها به خزانه کشور تزریق نشده و این مشکلات را طی ماههای آینده دو چندان خواهد کرد و قطعاً همین کاهش شدید بهای نفت تحقق وعده ‌های اقتصادی دولت تدبیر و امید را نیز بیش از پیش دشوارتر خواهد ساخت.


از طرفی ادامه کاهش قیمت نفت پس از عدم توافق وزرای عضو اوپک موجب نگرانی کشورهای منطقه خاورمیانه ازجمله ایران شد و شواهد امر نشان میدهد که بزرگترین صادرکننده نفت خاورمیانه یعنی کشور عربستان سعودی نگرانی خاصی در مورد وضعیت بازار نفت ندارد. همین رخدادها نشان دهنده این است که دولت تا پایان سال حتماً با کسری بودجه40 الی50 درصدی ناشی از کاهش درآمدهای نفتی مواجه خواهد شد. هرچند دولت اعتقاد دارد که کسری بودجه ناشی از کاهش قیمت نفت در نیمه دوم سالجاری را از راه درآمدهای مازاد فروش نفت در نیمه اول سال آینده جبران خواهد کرد ولیکن همچنان صاحب نظران اقتصادی اعتقاد دارند که دولت توان جبران کسری بودجه خود را به این سادگی ها ندارد!.

برهمین اساس بلومبرگ و کارشناسان برجسته نفت در جهان، پیش بینی کرده اند که بهای نفت احتمالاً تا پایان سالجاری میلادی و حتی سه ماهه اول سال 2015 به کمترین میزان خود طی سالهای گذشته یعنی حتی زیر50 دلار برسد. درصورتیکه چنین اتفاقی رخ دهد، بطور قطع قمیت نفت ایران هم در بازارهای جهانی به کمتر از بشکه ای50 دلار تنزل می یابد که خود مشکلی به مشکلات دولت ایران خواهد افزود!! شواهد امر نشان میدهد که مشکل بوجود آمده در بازار نفت قطعاً سیاسی بوده و راهکار اقتصادی هم ندارد، هرچند که ایران مشکل قیمت نفت را توطئه و نقشه ای از پیش برنامه ریزی شده از طرف چند کشور غربی و عربی به رهبری عربستان سعودی میداند.!!


پس طبق اعتراف ایران باید گفت که جنگ نفت به رهبری عربستان برعلیه ایران آغاز شده است و ناخواسته کشورمان را درگیر جنگ دیگری جدای از جنگ اقتصادی چند سال گذشته غرب و فشار تحریمها کرده است. نکته قابل توجه این است در طی روز بارها از زبان مسئولین و رسانه های داخلی، رهبری عربستان در جنگ نفت برعلیه ایران را میشنویم و همچنین از زبان دولتمردان و سایر مسئولین ایرانی انواع حرفها و جملات منفی را برعلیه عربستان و حکام آن سلطان نشین منتشر میشود اما نکته تعجب برانگیز این است که علیرغم وجود جنگ نفت بین ایران و عربستان، گهگاه به گوش میرسد که دولتمردان ایرانی از مقامات عربستانی گله میکنند که مثلاً چرا آقای النعیمی وزیر نفت عربستان از پیشنهاد ایران درخصوص کاهش میزان تولید حمایت نکرد و یا شاه عربستان و یا سایر مقامات آن کشور این کار مورد علاقه ایران را انجام نداده و یا برخلاف خواست ایران عمل کردند و دهها انتقاد دیگر!!!


بنظر نگارنده، هشت سال دفاع مقدس از ایران و ایرانی یک مبارز واقعی و یک مدیر جنگ تمام عیار ساخت اما ظاهراً ما فقط در جنگهای نظامی رشد پیدا کرد و هنوز قواعد جنگهای پنهان اقتصادی از جمله جنگ نفت را بخوبی فرا نگرفته ایم زیرا اگر طبق گفت خودمان جنگ نفت به رهبری عربستان برعلیه ما به راه افتاده پس هر دو کشور عملاً درگیر جنگ پنهان نفت میباشند لذا عقل حکم میکند که هر حاکمی ابتدا فکر منافع کشور و ملت خود باشد از همین رو حکام عربستانی نیز بهترین کار را انجام میدهند و اول فکر منافع سیاسی و اقتصادی خود هستند و پیشبرد اهداف خود را در اولویت کار دارند همچنانکه دولت ما نیز باید فقط و فقط منافع ایران و ایرانی را در نظر داشته باشد ولاغیر. آیا در جنگ با عراق، ما از صدام حسین و یا دولتمردان اسبق عراق انتظار داشتیم که به ما کمک کرده و یا از پیشنهادات ما در مجامع بین المللی حمایت کنند؟ اگر نه؟ پس چرا حالا از دولتمردان عربستان سعودی چنین انتظاراتی را داریم!؟ آیا این خواسته های ما، توقع زیادی از عربستان سعودی نیست؟ آیا وقتیکه وارد زمین فوتبال میشویم از دروازه بان تیم مقابل انتظار داریم که توپهای ما را نگیرد و یا جلوی دروازه خود را باز بگذارد تا ما به او گل بزنیم؟ آیا چنین درخواستی معقول و منطقی میباشد؟ قطعاً خیر!! پس خواهش نگارنده از دولت و دولتمردان بر این است که در رسم و رسوم بازی و نحوه مبارزه در جنگ های پنهان تجدید نظر کنیم.

 
       

* و اما حقیقت ماجرا و پشت پرده "جنگ نفت و جنگ قیمت" چیست؟

چند روز پیش نشریه اشپیگل آنلاین" طی گزارشی در این خصوص نوشته بود، واقعیت امر این است که ایالات متحده آمریکا با بهره جستن از فن‌آوری بحث‌انگیز "فراکینگ" (استخراج نفت و گاز از درون سنگهای زیرزمینی) نفت بی‌سابقه‌ای را استخراج میکند. میزان استخراج نفت آمریکا از سال 2008 تاکنون به دو برابر رسیده و از این طریق سهم خود در تولید جهانی نفت را 10درصد افزایش داده ‌است. درنتیجه بازار جهانی نفت با چنین حجمی از استخراج، بطور قابل توجهی اشباع گردیده است. برهمین اساس تنها دو کشور آمریکا و عربستان مسبب اشباع بازار و عرضه بیش از تقاضا و در نتیجه سقوط قیمت نفت نیستند. بلکه شورشیان لیبی، سیاستهای اقتصادی دولت نیجریه، ضعف شاخصهای اقتصاد جهانی و خلاء قدرت در کارتل نفتی اوپک نیز در سقوط قیمت نفت نقش بسزائی دارند.


کاهش شدید قیمت نفت موجب کسری بودجه عربستان سعودی نیز شده و بر همین اساس ملک عبدالله، پادشاه این کشور روز پنجشنبه ٢٥ دسامبر (برابر با ٤دی) با صدور سه فرمان، بودجه اضطراری دولت برای سال مالی آینده را به هیات وزیران این کشور ابلاغ کرد. درآمد دولت عربستان در سال مالی آینده٧٥٠ میلیارد ریال سعودی (حدود ١٩١ میلیارد دلار) پیش بینی شده است که در مقایسه با درآمد ٨٥٥ میلیارد ریال سعودی سال گذشته، چیزی حدود ١٤درصد کاهش نشان میدهد. البته گفته میشود که ذخیره صندوق ارزی این کشور حدود 700 میلیارد دلار موجودی دارد.


اخیراً دولت ایران نیز لایحه بودجه 837 هزار میلیارد تومانی سال آینده را که با پیش بینی کاهش عواید نفتی تدوین شده بود برای بررسی و تصویب نهایی به مجلس فرستاد. بودجه سال آینده ایران براساس قیمت نفت70 دلار و نرخ هر دلار٢٨٥٠ تومان تنظیم شده که احتمالاً باز هم کسری خواهد داشت. با تمام این تفاسیر، لازم به ذکر است که بودجه ایران آنهم با جمعیتی بیش از 78 میلیون نفر به مراتب کمتر از بودجه عربستان سعودی با جمعیت حدود٣٠ میلیون نفر میباشد.


اما دست آخر اجازه دهید تا برای جمع بندی این یادداشت اشاره کوتاهی به پیامد کاهش قیمت نفت و فواید آن برای برخی از کشورها بنمایم.


کاهش تقریبا50 درصدی قیمت نفت، تقریباً یک جریان عظیم باز توزیع ثروت در سراسر جهان را به راه انداخته است. بطوریکه با قیمت 110دلار برای هر بشکه نفت، کل ارزش مالی تولید جهانی نفت 6/3 تریلیون دلار (3600 میلیارد دلار) میشود. اما کل ارزش مالی تولید جهانی نفت با قیمت نفت بشکه ای60 دلار، این ارزش به 2 تریلیون (2 هزار میلیارد) کاهش پیدا میکند‌!!. این امر به معنای آن است که کشورهای مصرف‌کننده نفت رقم هنگفتی بالغ بر1600میلیارد دلار در پرداختهای خود صرفه‌ جویی میکنند و برعکس درست به همین میزان نقدینگی، کشورهای صادرکننده نفت از دست خواهند داد. پس ظاهراً بحث ایران تنها در میان نیست و منافع هزاران میلیارد دلاری در میان است که نصیب برخی از مصرف کنندگان بزرگ نفت خواهد شد.

 
 رئیس مرکز تجارت جهانی ایران