امتیاز مثبت
۱
آخر آخر داستان سهام پدیده از زبان مدیرعامل: طلاهایتان را هم بفروشید!
پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۵۷
کد مطلب: 281943
 
آخر آخر داستان سهام پدیده از زبان مدیرعامل: طلاهایتان را هم بفروشید!
 
این بخش از اظهارات و ادعاهای مدیرعامل شرکت پدیده شاندیز در جمع سهامداران در رسانه‌ها به صورت کامل منتشر نشد؛ از جمله نقل قول از معاون قوه قضاییه که «مشکلی نیست»، تا این تاکید آقای مدیرعامل: من به جای شما بودم برای ادامه‌ی راه، می‌رفتم طلاهایم را می‌فروختم، هم استفاده‌اش را می‌برم و هم پای این کار می‌ایستادم.
 
به گزارش انصاف نیوز، محسن پهلوان مقدم گفته است: اصلا آخر آخر آخرش این است که قوه قضاییه میاید و می‌گوید این سهام 10 نمی‌ارزد، 8 می‌ارزد! [البته] نمی‌شود، یکی از مشکلاتی که من دارم این است که مثال اصلا 10 بشود 8. در آن صورت دوباره مردم بین خودشان می‌برندش بالا. چه کسی می‌خواهد نگهش دارد؟ خرید و فروش سهام تعیین کننده‌ی نرخ است.
 
گزارش زیر از بخش پرسش و پاسخ محسن پهلوان مقدم با سهامداران که مربوط به روز سه شنبه است، از سوی انصاف نیوز دقیقا از روی فایل صوتی پیاده شده و حاوی اظهارات و ادعاها و ادبیات جالب توجه مدیرعامل پدیده است که در پی می‌آید:
 
یکی پرسیده «اگر مشکلی در پدیده نیست، چرا جلوی تبلیغات این شرکت را گرفته‌اند؟».
بابا، به خدا معاون اول قوه‌ی قضاییه دیشب گفت مشکلی نیست. ولی ما حالا هی به زور به خورد همدیگر می‌دهیم که مشکلی هست!
 
یکی گفته «روزنامه‌ی خراسان را کنسل کنید، کار باهاش نکنید». چشم.
 
ما تمکین داریم بر قوه قضاییه و کلیه‌ی دستگاه‌های دولتی که به ما دستوری بدهند، چون که الان چندین روزنامه در تهران نوشته بودند که محسن پهلوان، مدیرعامل شرکت پدیده برای قوه قضاییه شاخ شانه کشید! ما غلط می‌کنیم از این کارها بکنیم. ما مثل بچه‌ی آدم نمی‌توانیم زندگی کنیم، بعدا «شاخ شانه کشید»؟!
 
من که تاکید می‌کنم روی این موضوع، برای این است که آقا ما به کوچکترین موضوعات تمکین داریم، این را بدانید ما وسط دو تا موضوع گیر کردیم. من قبل از این که به ما ابلاغ شود که آقا قیمت سهام را تا مثلا چند روز دیگر یا چند وقت دیگر نبر بالا، این را خیلی خداوکیلی گوش بدهید و معرفت داشته باشید و بفهمید، این را ته دلی دارم می‌گویم.
 
من به دلیل این که قول داده بودم که سهام روز جمعه بالا می‌رود، اولین دفعه هم بود، چون ما به بازار نگاه می‌کنیم، چون ما افزایش سرمایه داده بودیم، باید هم کمی بالا می‌رفت چون هزار میلیارد پول به شرکت تزریق شده بود، بدهی‌هایش از بین رفته بود، باید بالا می‌رفت. ما چون که از این ور به شما قول داده بودیم و از این ور باید هم حرف دادستان را تمکین می‌کردیم، وظیفه‌ی ماست، حرف قوه‌ی قضاییه را مگه می‌شود تمکین نکرد. به دلیل این که بدقول نشویم، هم به شما و هم آنجا اشتباه نکنیم، آمدیم از تعداد سهام خودم و چند نفر از هیات مدیره‌مان از هر 10 سهم از سهم خودمان، به شما به عنوان جایزه دادیم، چرا؟ چون که بی معرفتی نکنیم. برای این که قول دادم و عمل کنم.
 
آمدند به من گفتند می‌دانی چند میلیارد می‌شود؟، گفتم نهایتش هم اینها مال مردم است، من می‌خواهم چه کار کنم، من یک لیوان آب است، ناهار هم نخوردیم، صبحانه هم نخوردیم، دیشب شام هم نخوردیم، به حضرت عباس! من دیشب تهران بودم، با آقای رییسی و چند تا از روسای دیگر کشور جلسه داشتیم.
 
این واقعیت قضیه است. همه‌اش مال مردم است، می‌خواهم چه کارش کنم، کجا ببرم، می‌خواهم چه کارش کنم، مهم برای محسن پهلوان، تمام شدن پروژه‌هاست، نه یک دانه پروژه، که ما وقتی یک خارجی را به ایران می‌آوریم، بیاید 5 روز اینجا بماند ... ما تا کی می‌خواهیم نفت بفروشیم؟ بیاید اینجا پولش را ازش بگیریم، 5 روز. ببریم توی کیش پول ازش بگیریم، 4 روز. ببریم توی شمال پول ازش بگیریم، 3 روز. یک پکیج خوشکل برایش درست کنیم، با همکاری شما شرکت هواپیمایی بزنیم، مردم را بیاوریم اینجا، اونجا، اونجا، پولهایش را هم ازش بگیریم، به قول معروف جیب‌هایش را بزنیم و بفرستیمش خارج.
 
این جالب است برایتان بگویم: من محسن پهلوان مقدم، نقشه برای جیب‌هایی کشیدم، نه جیب‌های شما، برای جیب‌های خارجی‌ها کشیدم، شک نکنید، خوب هم کشیدم. ما پول این خارجی‌ها را ازشون می‌گیریم، اینقدر از ما خورده‌اند، حقه، باید پس بدهند. این پول‌های ما را برده‌اند، پول‌های نفت‌های ارزان را برده‌اند، سرمان را کلاه گذاشته‌اند، تحریم‌مان کرده‌اند، هی ما را تحریم می‌کنند این پدرسوخته‌ها، هی ما مجبوریم بالاخره دردسر بکشیم. اینها باید پس بدهند. 
 
برای سلامتی مقام معظم رهبری و بعد زحمت کسانی که رفتند برای این انقلاب زحمت کشیدند، صلوات بفرستید.
 
اینجا الان برای من چیزی آوردند؛ در روزنامه نوشته که آقای محسنی اژه‌ای گفته موضوع پدیده به عنوان فسادهای مالی مطرح نیست. دیگر این شفاف، این روزنامه است و به من که ربطی ندارد. این تیتر صفحه‌ی اول روزنامه‌ی راه مردم است.
 
از اتفاقاتی که این روزها می‌افتد، یک مطلبی که یکی از روسا می‌گوید، قیچی شده، مطلب‌ها نصفه نصفه گفته می‌شود. حالا به لطف خداوند و به همراهی شماها، همه‌ی داستان‌ها تمام می‌شود.
 
شما آمدید اینجا و دوستان ما در شهرهای دیگر هم [این سخنان مرا به صورت همزمان] می‌شنوند، این شایعات چه بود که فرار محسن پلهوان با 94 هزار میلیارد! بابا بابت 3 هزار میلیارد، کشور 2 سال درگیرش بود؛ این 94 هزارتا نمی‌دانم از کجا آمد. اگر من واقعا عرضه داشته باشم، ... اصلا این پول از کجا آمد؟! باید باشد که ما بدزدیمش! اصلا کدام بانک اینقدر پول دارد که ما بدزدیمش؟
 
بیاییم امروز به هم تعهد بدهید که پشت هم بایستیم، من جلو هستم و شما پشت ما باشید و بگذارید این پروژه‌ها با بهترین کیفیت انجام بشود، آبروی همه‌ی ما و همه‌ی ایرانی‌هاست. اصلا آخر آخر آخرش این است که قوه قضاییه میاید و می‌گوید این سهام 10 نمی‌ارزد، 8 می‌ارزد! [البته] نمی‌شود، یکی از مشکلاتی که من دارم این است که مثال اصلا 10 بشود 8. در آن صورت دوباره مردم بین خودشان می‌برندش بالا. چه کسی می‌خواهد نگهش دارد؟ خرید و فروش سهام تعیین کننده‌ی نرخ است. ولی من به شما قول می‌دهم که اولا این اتفاق نیافتد، دوما این دارایی‌ها مال من نیست، همه‌اش مال خودتان است. خوب باشید.
 
لطف کنید بعد از این موضوع، همه با حوصله بروید این پایین، یک قدمی بزنید، لذتی ببرید، بعد بیایید دور پاتیناژ، شب جمعه هم انشالله اس.ام.اسش را برایتان خواهیم زد و ساعت و زمان مراسم افتتاح پاتیناژ را اعلام خواهیم کرد. بیایید پای موضوع بایستیم، پشت هم را ول نکنیم.
 
یک چیز دیگر را هم یادم رفته بود. مژده می‌خواهم بدهم به کسانی که سهامشان را نفروشند و از این ساعت ما را کمک کنند. همه می‌دانید نقل و انتقال آزاد است، هیچ مشکلی نیست، دفاتر باید به شما خدمات بدهند. این کلیتی است که همه می‌دانید. من می‌خواهم بگویم که ما به مناسبت کلنگ زنی [پروژه‌ی] کیش که پارسال 24 بهمن بود، ... اگر از امروز سهامتان را نفروشید، نگران نباشید، پشت کار بایستید و این کار را به ثمر برسانید، ما که هر طور باشد کار را به ثمر می‌رسانیم، حتی اگه لازم باشد هر چه می‌فروشیم، می‌رویم گریه می‌کنیم، می‌رویم گدایی می‌کنیم، اما پروژه‌ها را به ثمر می‌رسانیم ولی بهتر است که با هم باشیم، با هم شروع کردیم. 
 
برای تاریخ 24 بهمن، عین همین قولی که دادم و همه می‌گفتند که دروغه و شد، [حالا] می‌خواهم قولی [دیگر] بدهم. آن دفعه می‌گفتند حاج آقا! این کار انجام نمی‌شود! گفتم اگر محسن پهلوان روزی قولی داد و عمل نکرد، روز مرگش است. من توی زندگیم هر قولی دادم عمل کردم. این را همه می‌دانند.
 
من به جای شما بودم برای ادامه‌ی راه، می‌رفتم طلاهایم را می‌فروختم، هم استفاده‌اش را می‌برم و هم پای این کار می‌ایستم. حالا من باز هم ته‌اش را بگویم، 24 بهمن عین همین بار که قول دادیم و عمل کردیم، هر 10 سهم، یک سهم جایزه می‌دهیم. 
 
یکی از چیزهایی که من یادم رفت بگویم، حمایت‌های استاندار جدید است. ایشان همه‌ی توانش را برای کمک به ما گذاشته است. از ایشان تشکر می‌کنم.