امتیاز مثبت
۰
دکتر رحمان حریری، استاد دانشگاه بررسی کرد
اهداف نهان دونالد ترامپ در به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی / آخرین زنجیره اشتباهات استراتژیک امریکا در خاورمیانه
چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۳۶
کد مطلب: 328474
 
تصمیم رییس جمهور آمریکا برای انتقال سفارت این کشور از تل آویو به بیت‎المقدس و به رسمیت شناختن آن به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی موجی از اعتراضات مردمی در سراسر جهان خصوصا در کشورهای اسلامی را به همراه داشته است.
 بیت‎المقدس از مکان‎های مقدس مسلمانان و جایگاه هزاران ساله مردم مسلمان فلسطین است، انتقال پایتخت رژیم غاصب صهیونیستی به این شهر را مسلمانان نمی‎توانند تاب بیاورند و به باور بسیاری از کارشناسان حتی کارشناسان غربی این تصمیم ترامپ یک اشتباه استراتژیک است که می‎تواند نابودی اسراییل را تسریع کند.  کرد پرس در مورد اهداف و تاثیرات این تصمیم با دکتر رحمان حریری دکترای مطالعات منطقه‎ای از دانشگاه تهران و مدرس دانشگاه در این باره به گفت و گو نشسته است  که حاصل آن را می‏خوانید:

 
به نظر شما چه دلایلی پشت موضوع به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم صهونیستی از سوی ترامپ وجود دارد ؟

 
در پاسخ به این سوال می توان چندین عامل و هدف را بیان کرد. بنظر بنده چهار دلیل اصلی و سطح تحلیل را می توان به عنوان اهداف پشت پرده این تصمیم برشمرد:

 
1-دلایل فردی و ویژگی های شخصیتی ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده امریکا

 
2-دلایل داخلی امریکا (آشفتگی پایگاه اجتماعی ترامپ و احتمال استیضاح او به دلیل دستکاری انتخابات و ارتباط او با روسیه)

 
3-اوضاع منطقه خاورمیانه(احتمال معامله مخفیانه میان برخی کشورهای عربی و اسرائیل-امریکا و سواستفاده ترامپ از آشفته بازار خاورمیانه)

 
4-سطح بین المللی (هشدار به قدرت های بزرگ بین المللی جهت جدی گرفتن ترامپ و احتمال اقدامات خطرناک از سوی او در پرونده های کره شمالی و...)

 
بسیاری از روانشناسان و تحلیگران سیاسی معتقدند ترامپ رئیس جمهور امریکا بشدت عجول و علاقه مند به تصمیم‎های غیر قایل پیش بینی است، او استاد تصمیمات متناقص، بی پروا و بدون تامل است و خودشیفتگی و برون گرایی پر هیاهوی او برای جلب توجه و جدی نشان دادن خود در عمل به وعده هایش؛ امریکا را در عرصه سیاست خارجی دچار دردسرهای زیادی نموده است.

 
ویژگی های شخصیتی ترامپ اوضاع او را در امریکا به شدت آشفته کرده است. مردم و نخبگان آمریکا از انتخاب او ناراضی و پایگاه اجتماعی آقای ترامپ تحت تاثیر ویژگی های رفتاری او رو به سقوط است. ترامپ برای فرار از استیضاح (به دلیل امکان لو رفتن ارتباط تیم اتخاباتی او با روسیه قبل از انتخابات ریاست جمهوری) به حمایت لابی بزرگ یهودی ها «آیپک» در امریکا نیازمند است. آیپک یکی از بزرگترین و قدرتمندترین گروه های لابی گری در آمریکاست که سالانه میلیون ها دلار خرج سرمایه گذاری در نفوذ بر سیاست های دولتی و قانون گذاری آمریکا می کند. وعده های انتخاباتی ترامپ جهت حمایت از انتقال سفارت امریکا از تل آویو به بیت المقدس در «آیپک» در جلب حمایت صهیونیسم آمریکایی بی تاثیر نبوده و همچنین برای ایجاد حاشیه امن، جهت ادامه فعالیت در مقام ریاست جمهوری؛ ترامپ به حمایت این لابی علاقه مند است.

 
ترامپ برای جلب حمایت و راضی نمودن پروتستان های انجیلی(اوانژلیک: از شاخه های بنیادگرای مذهب پروتستان) و احزاب راست یهودی، تحت تاثیر مشوقان خود از جمله شلدون ادلسون میلیاردر مشهور یهودی و داماد یهودی خود جارد کوشنر جهت حمایت از انتقال سفارت، قرار گرفته است.

 
 
او در سطح داخلی برای منحرف کردن افکار عمومی در امریکا به سمت بحران افرینی در عرصه خارجی روی اورده است. هر چند معلوم نیست آیا واقعا چنین رویکردی نتیجه بخش است یا خیر؟

 
بسیاری از صاحب نظران بر این باورند که اوضاع نابسامان خاورمیانه در این تصمیم بی تاثیر نبوده است. خاورمیانه و کشورهای اسلامی دچار تفرقه و اختلاف شدید منطقه ای و داخلی بوده و این وضعیت امریکا و اسرائیل را جسور نموده است. برخی دیگر بر این نظرند که در پس پرده؛ ائتلاف و معامله ای میان اسرائیل، امریکا، عربستان سعودی، مصر، امارات، بحرین و دیگر کشورهای عربی صورت گرفته و بدون مشورت با آنها این تصمیم گرفته نشده و بی شک آنها از این تصمیم امریکا؛ جهت حمایت از انتقال پایتخت از تل آویو به بیت المقدس اطلاع قبلی داشته اند. این دسته از تحلیگران بر این باورند در مقابل ائتلاف روسیه، ایران، ترکیه و قطر چنین ائتلافی شکل گرفته و بنوعی امتیاز کشورهای عربی به امریکا و اسرائیل جهت مقابله با جبهه مقاومت است.همچنین تصمیمات ترامپ در عرصه جهانی نیز منجر به عقب نشینی چین و روسیه از مواضع خود درقبال کره شمالی، سوریه، اوکراین و خاورمیانه نخواهد شد.

 
پیامدهای این تصمیم برای آمریکا در منطقه، جهان و خود امریکا چه خواهد بود ؟

 
به نظرم یکی از اهداف ترامپ فرستادن پیامی مبنی بر جدی بودن خود در عمل به سخنانش است، اما عملا در عرصه جهانی بی اعتمادی به آمریکا برجسته تر شده و متحدان آمریکا از این کشور فاصله خواهند گرفت.

 
به رسمیت شناخته شدن بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی در واقع آخرین زنجیره اشتباهات استراتژیک امریکا در خاورمیانه و به ویژه در سوریه و عراق است.

 
با این تصمیم جهان اسلام دوباره فلسطین و مردم فلسطین را در اولویت قرار خواهد داد. جبهه مقاومت محبوبیت خود را در جهان عرب باز تولید نموده و حضور نیرویی مانند حزب الله در لبنان مشروعیت بیشتری به خود می گیرد. از فشارها بر ایران در جهان عرب کاسته شده و فشار افکارعمومی بر کشورهای حامی امریکا و اسرائیل بیشتر گشته و آمریکا بدین وسیله جایگاه خود در جهان اسلام و افکار عمومی امت اسلامی را از دست خواهد داد.

 
ترامپ با بی پروا نشان دادن خود با تصمیم های کاملا اشتباه احتمالا پیامی را هم به قدرت های بزرگ جهانی و منطقه ای ارسال  کرده که محتوای آن چیزی جز تهدید و آشفتگی بیشتر در عرصه جهانی نیست. حال باید جهان نگران تصمیم های بحران ساز ترامپ در پرونده کره شمالی و دیگر پرونده های عرصه سیاست خارجی امریکا باشد هر چندکه جز بی اعتمادی به امریکا نتیجه ای از این تصمیمات حاصل نمی شود.

 
حمایت ترامپ از رژیم صهونیستی شکاف میان اروپا و امریکا را برجسته تر نمود. اصولا اروپایی ها با تصمیمات یکجانبه آمریکا مخالف بوده و از هماهنگ نبودن آمریکا با اروپا در پرونده خاورمیانه رضایت نداشته و این تصمیم به نمادی برای مخالفت با ترامپ در اروپا تبدیل گشته است.

 
اتحادیه اروپا و سازمان ملل به آمریکا هشدار دادند که تصمیم دونالد ترامپ بر روند صلح تاثیر منفی می‌گذارد و چشم انداز صلح اعراب و اسراییل را به خطر می‌اندازد. آمریکا دیگر نمی تواند مدعی میانجیگری در پروسه صلح خاورمیانه باشد چرا که یک میانجیگر باید بی طرف بوده و منافع هر دو طرف را مدنظر قرار دهد.

 
جهان یکپارچه در مقابل این تصمیم آمریکا به رهبری ترامپ واکنش نشان داده و این چیزی جز باز نمودن دروازه های جهنم به روی منافع ملی ایالات متحده در منطقه نیست.

 
تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا تلویحا اشاره کرد که وزارت خارجه تحت امر او نقش محوری در این تصمیم‌گیری نداشته است. روزنامه «نیویورک تایمز» یک نظرسنجی ازسفیران اخیر ایالات متحده در اسرائیل منتشر کرد. ۹ تن از ۱۱ سفیری که از سوی رئیس جمهورهای جمهوریخواه و دموکرات ایالات متحده گماشته شده بودند، با این تصمیم دونالد ترامپ مخالف هستند. علاوه بر این، بیش از ۱۰۰ دانشمند متخصص در زمینه «مطالعات یهودی»  با امضای طوماری مخالفت خود را با این اقدام ترامپ ابراز کردند؛ این اخبار حاکی از آن است که تصمیم ترامپ در بعد داخلی نیز بازتاب مثبتی نداشته است.

 
 
وظیفه مسلمانان، حکام اسلامی و نهادهای اسلامی در قبال این تصمیم چیست؟ آیا این تصمیم از نظر سیاسی می تواند بر نزدیکی کشورهای اسلامی به هم تاثیر داشته باشد ؟

 
بی شک تصمیم اتخاذ شده پروسه صلح در خاورمیانه را به مخاطره می اندازد؛ بیت المقدس قبله اول مسلمین؛ اهمیت بسزایی در جهان اسلام داشته و درد و رنج مردم فلسطین باعث جریحه دار شدن احساسات همه مسلمانان گشته و وظیفه ابتدایی و اساسی مسلمانان، حکام اسلامی و نهادهای اسلامی موضع گیری، اقدامات لازم و همه جانبه جهت دفاع از مردم مظلوم فلسطین است. در این راه اولین گام اتحاد همه کشورهای اسلامی و امت اسلامی است. جهان اسلام بیش از پیش نیازمند دوباره متحد شدن و قدرتمند شدن است. هر چند در عمل تصمیم امریکا جهت حمایت از انتقال پایتخت؛ منجر به نزدیکی سیاسی کشورهای منطقه گشته، سفر اقای روحانی به ترکیه و تصمیم کشورهای اسلامی جهت تشکیل جلسه فوری از نشانه های این نزدیکی می باشد.

 
 
چرا جهان غرب (به ویژه اتحادیه اروپا) واکنش سردی از خود نشان داده و آیا تصمیم ترامپ در بازگرداندن فلسطین به مرکز توجهات موثر بوده است؟

 
جهان غرب هنوز جنگ های صلیبی را از یاد نبرده و تشکیل رژیم صهیونیستی در آنجا رقم خورده است. به نوعی غرب؛ اسرائیل را نماینده خود در جهان اسلام و خاورمیانه می داند. قریب به اتفاق جمعیت این رژیم؛ یهودی های ساکن کشورهای غربی بوده و همچنین از نظر اندیشه سیاسی و.. چندان تفاوتی میان اسرائیل و اروپا احساس نمی شود. اتحادیه اروپا در تمام سال های درد و رنج مردم فلسطین از رژیم صهیونیستی حمایت نموده است. بی تردید اعتراض اروپا و جهان غرب نسبت به امریکا و اسرائیل جنبه عملی نداشته و فقط موضع اعلامی است. لابی یهود نیز در جهان غرب یکی از قوی ترین لابی ها بوده و این خود یک عامل بازدارنده و تاثیرگذار می باشد. هر چند تصمیم ترامپ جهت حمایت از انتقال پایتخت اسرائیل از تل آویو به بیت المقدس اقدامی سمبلیک و نمادین است(این انتقال سال ها زمان می برد) اما در عمل موضوع فراموش شده فلسطین را دوباره به صدر عرصه سیاست، اجتماع، اخبار  و رسانه ها بازگرداند.

 
تاریخ سیاسی در خاورمیانه نشان داده تا زمانی که مساله فلسطین حل و فصل نشود، امریکا منافع پایداری را نباید برای خود در این منطقه متصور شود. چرا که افکار عمومی در هیچ زمانی با غرب و امریکا همسو نبوده و بحران فلسطین همیشه عاملی برای این بی اعتمادی بوده و خواهد بود.